قبلا در همین مکان نوشته بودم که فراموشی شمشیر دولب است یعنی خبری از التیام نیست ،خبری از خوب شدن نیست ،خبری از ارامش نیست شمیر است ،سلاح است .وسیله ای است برای گرفتن و در بهترین حالت فقط می توانی جان سالم بدر ببری ،خبری از صلح نیست وقتی دستت می گیری زمین گزاشتنش کار سختی است .فصل جدید لیگ برتر انگلستان اغاز شد و نگارنده سخت نگران تیم است که هرجه می کند بازیکنانش به دلش نمی چسبند تیمی که دوستش دارد ولی نمی تواند برایش بتی پیدا کند که با لباس جگری این فصل بپرستدش و هرجه می کند بیشتر به گذشته برمی گردد ،نمی دانم رنگ نوستالژی اینقد خواستنی اش می کند یا واقیعت این است که ان قدیم همه چیز خیلی خیلی بهتر بود.این مقایسه لعنتی پایانی ندارد انگار همیشه و همیشه هست انگار که تیغه ای وجود ندارد تنها دسته ای است که حتی به درد ترساندن هم نمی خورد ،انگار مجبوری تسلیم بشوی و به نچسب های امروزی عادت کنی،انهایی که نه ماندنشان معلوم است نه رفتنشان ،وجودشان انگار تورا به حرکت در نمی اورد ،می دانی که غرقت نمی کند سیلشان، جاذبه انها تورا به زمین بیشتر میخ کوب می کند می توانی نفهمیدنت را در تمام رفتارهایشان ببینی ،بی اهمیت بودنت را ،انگار دیگر کسی گل نمی زند برای شادی تو فقط خودشان را ارضا می کنند تو موجودی هستی که برایشان تارخ مصرف داری که قبل از پایانش حتما باید مصرف شوی شکل فالوير وسوشال فرند شبکه های اجتماعی ولایک بزنی شان و به زور انها را بپسندی و نازشان را بخر . دست و پا زدن دیگر فایده ای ندارد شما شکست خورده اید گذشته هیچ وقت نخواهد رفت همیشه هست هر گوشه کناری که فکر کنید هست .هر طرف زمین فوتبال را نگاه کنید به دنبال اویید هر گوشه ی چمن رد استوک هایش هست دقیقا مثل خود شما ، هر طرفم را نگاه می کنم میبینمت دقیقا وسط تکه پاره هایم نشسته ای ،و کاش به من نگاه کنی به منی که نمی توانم فراموش کنم ان عقل سلیم لعنتی ات را ان چشم های همیشه نگرانت را نمی دانم چه اتفاقی دارد می افتد ،حالا دیگز خبری از شمشیر نیست ،گلوله ای کنار مغزم است به نام پشیمانی .