دوست داشتنت سخت ترين كار دنياست .كار در معدن و بازيگري به گردش هم نمي رسند. خداي نكرده منظورم اين نيست كه شخص والا حضرتتان را نمي شد دوست نداشت منظور بار عشقي است كه وقتي درگير شما شدم رابايد تنهايي به دوش بكشم تنهاي و تنهاي تنها،شاه هم خودم هستم سرباز هم خودم هستم ،ارباب هم خودم هستم سامورايي قسم خورده هم خودم هستم. دوست داشتنت شرافتی است که با ان شمشیر بسته ام و باید مبارزه کنم رونینی هستم که هیچ وقت خسته نمی شود هاراگیری نمی کند بلکه هر رروز غروب وقتی با خستگی هایش چشم توی چشم می شود وقتی به تو فکر می کند وقتی یاذش می اید که موهایت روی سر صورتش بود و می فهمد که می شود با تو فقط باتو دنیا خیلی خیلی جای بهتری می شود باور کن همیشه دوست دارم و همیشه دوستت دارم و این تنها سرمایه من است.
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مهدوی