دو روز پیش پرسپولیس دربی را باخت و بنده هنوز که هنوز است از ضربه ناشی از باخت دچار کون سوزی شدیدی هستم یعنی ضربه به حدی بد بود که در طی یک عمل فیزیکی شیمیایی ما تحت مارا اتش زد بعله ما مهمترین بازی فصل را باختیم ناموس لیگ را به فنا دادیم البته هنوز از شانس بالایی برای قهرمانی برخورداریم و بعد چندین چند سال امید داریم قهرمان بشویم تا ببینیم چه می شود . اما نکته مهمتر اینجاست که ما دربی را شکست خوردیم تمام سرمایه ابرو ی ما رفته است ان هم بعد پنج سال و هیچ چیز جای ان را پر نمی کند درست مثل مردی که اگر حتی ناپلون بشود چنگیر بشود پله بشود ماردونا بشود اوباما بشود فرانک اندروود بشود ولی به عشقش نرسد . عشق دقیقا مثل ذربی است ،حیثیتی است تمام غرور مردانگی یک مرد در گرو این است که بلد باشد توجه و محبت دختر مورد علاقه اش را داشته باشد و گرنه به درد هیچ گوهی نمی خورد و باید برود سرش را یک گوشه ای بگزارد و به ارامی بمیرد . خوب بردن دربی هم راحت نیست باید بجنگی ،خون بریزی و افتاد مشکل ها کنی خون دل بخری روی اعصابت راه بروند ،پنالتی بزنند ،ناک اوتت کنند ولی باز بلند بشوی و ببری .دربی هم استرس دارد از ان لذت بخشها از انهایی که خون را توی رگ هایت پمپاژ می کنند که می توانی یک تنه پلاسکو را از نو بسازی عشق هم از این استرس های خوشمزه دارد خوب خیلی خیلی شبیه هم هستند با عشق هم می توانی جهان را از نو بسازی خلاصه که اگر زاکربرگ و جابز و گیتس و کلونی همه به اضافه فلپس باشی ولی به دختر مورد علاقه ات نرسی خوب متاسفم هیچ گوهی نیستی این جمله در مورد خود نگارنده هم صادق است .
برچسب:
نویسنده: آناهیتا مهدوی